ارامش

خرید بک لینک
احساس خوبی ندارم ...این یکی دوماهه خیلی درگیر بوده ذهنم ... دارم به این فکر می کنم که شاید از روی نادانی شایدم از روی نامهربانی و نوع ندوستی ...به خیلیا بدی کردم کسایی که بهم توجه کردن و من با ذات و ماهیت ناسالمم بهشون ضربه زدم ...خیلی ارامش...

ما را در سایت ارامش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 10:26

خستم ...می ترسم ....حس میکنم نه پدر خوبی بودم و نه همسر خوبی...

نمیدونم چرا نمیتونم دلمو به زندگی خودم خوش کنم ...

نمیدونم همه تقصیر از منه یا شروع اون از من . . .

الان به شدت به کمک نیاز دارم

کمک کسی که بتونه راهنماییم کنه ..کسی که بیشتر از من .من رو بشناسه

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 16:57&nbsp توسط فرهاد |


ارامش...

ما را در سایت ارامش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 10:26

نمیدونم چی یا کی یا چه موقع عرصه انقدر بر من تنگ شده که صبرم دیگه از دست رفته ...سخت شکننده شدم کوچک ترین مشکلی از هر جنس .حتی یه دعوای ساده باعث میشه کل وجودم بهم بریزه ترس و دلهره شده مونس همیشگی من ...اوج خوشبختی وارامش من وقتیه که ارامش...

ما را در سایت ارامش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 10:26

وقتی یه اهنگ لایت یا لاو سانگ گوش میدم مرغ احساساتم پر میکشه . . .عاشق میشه ...مهربون میشه و ...

ولی این یه حس گذراست که حتی 5 دقیقه هم طول نمیکشه ...

+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۶ساعت 17:42&nbsp توسط فرهاد |


ارامش...

ما را در سایت ارامش دنبال می‌کنید

برچسب: رمانتیک, نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 10:26

یکم از بحران هام را پشت سر گذاشتم ... در حال حاضر ارومم ....تمام خانوادم برای عاشورا رفتن محل . . . فقط من و همسر و فرزندم نرفتیم .... چند سالی هست که حس میکنم که ارتباط درست و حسابی با خانوادم ندارم ...یه جور تحمل کردن دو طرفه ...نمیدو ارامش...

ما را در سایت ارامش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 10:26

یه جا خوندم زمان زندگی کم نیست ...زمانی که ما شروع میکنیم به زندگی کردن کمه ...جدیدا خیلی ترسو شدم..البته ترسو بودم ولی الان دیگه کوچک ترین موضوعی ترس دلهره عجیبی به کل وجودم میندازه هر چی جلوتر میرم بیشتر قانع میشم که شخصیت من در حد ارامش...

ما را در سایت ارامش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 10:26

وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم خودمو که با اشتباهات فاحشی که داشتم اشتباهاتی که از نادانی من نشات گرفته بود و نه سو نیت . . . تقریبا تمام اعتبار خودم و اعتماد همسرمو از دست دادم ...زندگی امروز من یه زندگی نکبت باره که توش زیر ذره بینم ارامش...

ما را در سایت ارامش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 10:26

نمیدونم چه بر سر من اومده ...از خودم ناراضی از خانوادم ناراضی از کار ومحیط کارم ناراضی از شهر و کشورم ناراضی از همه چیز ناراضی هستم ....

چرا ....

+ نوشته شده در سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۶ساعت 9:57&nbsp توسط فرهاد |


ارامش...

ما را در سایت ارامش دنبال می‌کنید

برچسب: نارضایتی, نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 10:26

از اولم معلوم بود دست و پای الکی میزنی ...اخرش باید بر گردی همین جا ...دور هاتو زدی ...ادم ها رو دیدی ...ارتباطی رو و حقی رو که نسبت به اونا داشتی دیدی ... واهمیتی رو که برای اونا قائل بودی .....و اهمیتی که اونا برای تو قائل بودن ....ا ارامش...

ما را در سایت ارامش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 10:26

تنها چیزی که ارومم میکنه خلوت و سکوت شبه با موسیقی این که میتونی بیدار باشی در حالی که میدونی همه خواب هستن لااقل تا کیلومتر ها اطرافت یه جور حس ارامش بهت میده ...حس در امان بودن ...وقتشه دیگه از لاک خودم در بیام و نقش خودمو تو این با ارامش...

ما را در سایت ارامش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 10:26

صفحه بندی